الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

54

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

پس از پايان مجلس ، سبب برخورد اول و دوم را از او پرسيدند ، آن جناب جواب داد ، من كتاب با عظمت جامع السعادات وى را مطالعه كردم ، و آن را در نوع خود بىنظير يافتم ، آرزو داشتم مؤلف آن را ببينم و وى را آزمايش كنم ، كه آيا آنچه در كتاب در باب فضائل اخلاقى ( مثل حلم و عدم غضب ) نوشته ، در خود او هست يا نه ، او را كه در دو مجلس امتحان كردم ، ديدم از ايمان و اخلاق و حلم و تواضع و صبر و عاقبت بينى بالائى برخوردار است ، و از اين رو در مجلس سوم بسيار او را احترام كردم كه او مرد دين و پيكره اخلاق و مجسمه عمل صالح است . « 1 » از اين نمونه سرگذشتها بسيار است كه مىتوانيد در كتب مختلف اخلاقى مطالعه نمائيد . « 2 » اى عزيز ! حلم پيشه كن ، و مگو كه اگر پاسخ آن نادان را ندهم ذليل مىشوم كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « ما اعَزَّ اللّهِ بَجهْلِ قَطُّ وَ لا اذَلّ بحِلْم قطّ » : « خداوند هرگز كسى را به سبب جهل عزيز نكرد و كسى را هم به سبب حلم و بردبارى ذليل نكرد » . « 3 » نظر خواجه نصيرالدين طوسى در مسئله غضب خواجه نصير در اخلاق ناصرى مىفرمايد : « غضب ( نقطه مقابل حلم ) حركتى بود ، نفس را كه مبدأ آن شهوت و انتقام بود ، و اين حركت چون به عنف بود ، آتش خشم افروخته شود ، و خون در غليان آيد ، و دماغ و شريانات از دخانى مظلم ممتلى شود ، تا عقل محجوب گردد ، و فعل او ضعيف ، چنان كه حكماء گفته‌اند كه : بنيه انسانى مانند غاركوهى شود ، مملوّ به حريق آتش و محتنق به لهب و دخان كه از آن غار جز آواز و بانگ و مشغله و غلبه اشتغال چيزى ديگر معلوم نشود ، و در اين

--> ( 1 ) . عرفان اسلامى ، جلد 10 ، صفحه 5 - 4 - 263 . ( 2 ) . در اين زمينه مىتوانيد به كتاب زينت المجالس تأليف مجدالدين محمد حسينى ، صفحه 476 به بعد و آداب النفس عيناثى ، صفحه 63 ، و اخلاق محتشمى ، صفحه 261 ، « باب الحلم » و فوائد الرضوية و غيره مراجعه كنيد . ( 3 ) . جامع السعادات ، جلد 1 ، صفحه 298 .